تبليغاتX
افق روشن
افق روشن

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است.

این شعر از کیست؟

 

بگفت ار خوری زخم چوگان اوی؟

بگفتا به پایش درافتم چو گوی

بگفتا سرت گر ببرد بتیغ؟

بگفت اینقدر نبود از وی دریغ

 

دینگ دینگ دینگ  دینگ د د د د د د د د د د د ......

دوستان عزیز متاسفانه مجبوریم  با هر صدتاتون نه ببخشید با هر صدویکتاتون خداحافظی کنیم چون گزینه صحیح سعدی بود!

نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 21:40 توسط الهام| |

 

sisadmetrbedivanegi
devistmetrbedivanegi
sadmetrbedivanegi
shalappp

نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 15:59 توسط الهام| |
 

من شخصا اگه یه پراپرتیز ازم بگیرن تقریبا آبی باشم بعدش واژه تجاوز و رگ و ریشش رو معدوم کنن دوباره بگیرن تقریبا صورتی می شم !

من اگه ازدواج کنم اگه صاحب یه دختر بشم اگه طلاق بگیرم اگه دوباره ازدواج کنم اگه شوهرم به بچم تجاوز کنه حتی فقط یه بار چون خاطرش هیچ وقت از ذهنش پاک نمی شه چون  چون ...، اجازه داشتم هر کاری که دلم می خواست باهاش بکنم .. هر بلایی که دلم .. ،اگه قاضی بودم حتما این اجازرو می دادم   اصلا قاضی کیلویی چند    هنوز ماجرای نازنین همه رو متاثر می کنه .نمی کنه؟ جدا کسی پیدا می شه حکمو قبول داشته باشه ؟  لینک

نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 13:33 توسط الهام| |