روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است.
قسمت مردونه تقریبا پنجاه شست نفر، قسمت زنونه تقریبا پنج شیش نفر کیست؟"
یه عده مرد میان داخل قسمت مربوط به خانوم ها و در جواب اعتراض می گویند : شب است ...سرد است.. خانم ها این موقع کمتر بیروند.... فضای خالی استفاده نشده می ماند و اسراف می شود .
راست می گویند!
راننده جار می زند مردها سریعتر پیاده شن برن به قسمت مردونه من که نباید گلویم را پاره کنم ...ما بخشنامه داریم ...ما ممنوعیت داریم..
راست می گوید!
بخش نامه محدوده ای را برای زنان و محدوده ای را نیز برای مردان در نظر گرفته. بخشنامه زیر مجموعه قانون است
و قوانین راست می گویند!
خانومی خطاب به راننده : من بزارم پسرم تو ایستگاه بماند خودم فقط سوار شوم؟
راست می گوید!
پیشینه ذهنی کاملا از ورطه عمل سربلند بیرون آمده من!
همه مردان کبریت بی خطر نیستند ، تجمعشان در فاصله ای بسیار نزدیک شبهه آور است
راست....
"من راست گفته ام
تو راست گفته ای
او راست گفته است
افسوس
آن کس که بهرمند از این راستیست
نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت
21:28 توسط الهام| |
