گفتی:
طرفش نرو
دست از سرش بردار
بذار به حال خودش باشه
خراب می شه ها
زندگیش رو مختل نکن
.
.
اما تو که نمی دونستی من عاشق آی لاو یو گفتنشم
طرفش نرفتم
دست از سرش برداشتم
خرابش نکردم
خراب نشد
کثیف نشد
اما
باطری قلبش چی ؟ . . . . . اکسید کرد
حالا
فقط یه جوجه اردک مونده که زشت یا زیبا زشت یا زی زشت یا زیبا ( إ میکروفنو بگی اونور) هیچ فرقی برام نداره
اما این خیلی مهمه که
همه قلبش رو فشار می دن
همه کثیفش می کنن
اما دیگه هیچکی عاشق آی لاو یو گفتنش نمی شه
با تاخیر نوشت : اون خارج شدن از عنوان و جز متن به حساب اومدن " واگویه " نمی تونه اثر شناسه رو کمرنگ کنه!؟
تو این مدت که مخلوط سردرگمی رو همراه آشفته خاطری و استرس و همچنین عصاره خوش گذرانی نوش کردیم خیلی به این فکر کردم که چه جوری می شه یکی که روزی بیست بار اصطلاحا میاد تا چک میل کنه حالا بیست روز یه بار بیاد ، اگه از یه اغراق کوچیک عدد بیست صرف نظر کنم از اصل ماجرا سخت می نماید به جاش نوع خاصی از زندگی هم تجربه شد .اتفاقاتی که از بس نزدیک به هم بودن فاصله بینشو نمی شد احساس کرد چه برسه به اینکه اندازه گرفت هر چند که این اواخر کامپیوترم هم از بس غر زده بودم به جونش که همه وقت منو به خودش اختصاص داده اعتصاب کرده و معلوم نیست چه مرگشه
