یه عالمه چیزای جوراجور ریختم توی انبار سلولای خاکستریم می ترسم یا حکم احتکار بخورن یا همشون کپک بزنه (اگه البته برنامه کامپیوتری ردیف نشه)
نیازمندیهای سرخابی: به یک عدد پایه مجرب جهت نصب و تثبیت یه سیستم توپ نیازمندیم(م).
واجدین شرایط می توانند به فرمانپذیرترین نقطه ذهنم رجوع کنند .
تبصره آجری :این حوصله من یه سگ جونی شده که هر چی سر می ره تموم نمی شه که نمی شه .(چند وقته دلم و حوصلم دست به دست هم دادن منقرضم کنن)
تامل سرخ: یه روز یکی می خواست دامنه ش رو با بغلدستیش که هیج اشتراکی نداشت باهاش یکی کنه هی سعی کرد و کرد و کرد تا آخر سر این شد که دامنشون به هم نزدیک و بردشون تهی.
تکدانه قرمز: چرا ؟چرا!! و باز هم چرا بین تبلیغات زیبا و مفرح بخش و بی نظیر این رسانه ملی ،این همه سریال و فیلم و آت آشغال و کوفت و زهر مار نشون می دن ؟؟
بتاب بر بستر رگان من
نور عزلت را،
بدان که خورشید لعبتی کودکانه است
عزلتی می خواهم که تعریفش در قصه ناگفته ها هم نامکرر باشد.
***
ببار بر زخم های سرواکرده ام
تگرگ های تند بی پروا را ،
تا
بشکنند دانه دانه شهوت تخم های بدخیم حادثه را
که صعود بر قله کوه های پس فرداها هوایی اش نکند.
***
رخنه کن در شکست استخوان هایم
بگو ...بگو که تدبیر ساحران زیباست تااا !،تا وقتی ساحره نیستی،
تقلا کنی استخوان شکسته هم می شنود.
***
بکوب ناشیانه تر تحمیل کن نبردی لذت بخش را،
که تندیس واژه های جسورانه بوی نا گرفته.
معبودی نیست
افسونی نیست
حتی
خلاء رهایی ای نیست
شکار از بی درنگ ترین جواب تو هم تیزتر است .
حالا که در شتافتن هم شتابی نیست
بخواب با چشمانی گشاده تر از تعجبت
وقتی کرکس خرگوش را در آغوش می کشد .
حس می کنم هر چیزی که اطرافم وجود داره و یا تازه داره اتفاق می افته از یه نظم خاصی تبعیت میکنه همه بی نظمی ها بی ثباتی ها حتی!تا یه مرحله ای جلو می رن بعد مثل هم می شن. نمیدونم واسه بقیه این موقعیتا پیش می آد یا نه .یعنی اصلا تا حالا درموردش با کسی صحبت نکردم که : یه وقتای مطمئنی یه چیزی شدنی نیست ولی بگی چون من اینطوری فکر میکنم پس می شه( یعنی برعکس می شه )
**یک حس خوش آیند با درجه خلوص حول وحوش 85 لحظه هایم را دنبال می کند.
آی
اگه منو بگیری من عمرا چشم بذارم.
** چقد ما بدبختیم که آدامس خوردن تو ماه رمضون جزء افتخاراتمون محسوب می شه
توی تاکسی:
من پشت نشستم ،سمت راست (از شدت گرما دارم خفه می شم این بغلی ها هم که هر کدوم یه رضا زاده بودن واسه خودشون) یه یارو هم که احساس خوش تیپی داشت پارش می کرد جلو .من در حال چپوندن خودم در دستگیره و در ،این دو تا در حال ...اون جلوییه هم توی آینه بغل مراحل ادا اطفار و جویدن وحشیانه رو سپری می کرد،با اون آدامس سبز لجنیش (طفلک به جای دندون با لبهاش می جوید).بابا ترو جون هر کی دوست داری بیخیال.این همه آدم مثل مور وملخ ریختن که روزه نمی گیرن ولی چرا ؟چرا ایران ما شخصیت نامعلوم و سرگردان رو اینطوری هوویت می ده .اینجاس که شاعر عظیم القدر می فرمایند:
اهم م م یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک بابا ملخک جستن هم بلدی فهمیدیم
م ن :خیلی حسه فمینیستیم گل کرده بودا حالا هی بعضیا بیان بگن فمنیست بده ،اوفه ، فلانه ،بهمانه ....(منظورم پشت ماشین بود و حرف عده ای که مگه غول و هیولاییم که اینکارارو می کنین . نمی دونن که اگه آدم باشن موقعی که مجبوری مثلا سنگینی یه بازو رو تحمل کنی لااقل چندشت نمی شه
م ن ۲:بدبختی یکی دو تا نیس که وقتی نه یه جایی رو دوس داری نه بدونی که کجا رو دوس داری
** ایضا چقد بدبختیم که مملکتمون از بازی بچه ها عقب افتاده تره.لااقل اونا از یه بازی خسته می شن بازی بعدی رو امتحان می کنن ولی قبلی رو کنا رنمی ذارن حالا ما دم به دم همه چی دلمونو می زنه .کاظمی نشد ؟عیبی نداره مصری .مصری بده؟ خوب موردی نداره جوش نزن. سودانی
م ن :به تعداد امام ها شایدم کشورها راه برای رسیدن به خدا داریم. نه ببخشید راه برای انتخاب وزیر
**فرض می کنیم صددرصد بی برو برگشت بهشت و جهنمی موجود.ای پاپ>d:<خوشا به حالت .اینا انقد غیبتتو می کنن که خودم به شخصه ضمانت می کنم و می گویم تو یقینا به بهشت می روی
م ن : منبع xامروز می گه این پاپ از همون اوان دوره جنینی همینطوری تخس و زبون نفهم و یکه تاز بود جالبه که فرداش همون منبع می گه که پاپ اصلا خود مسیح بود یه چند وقتیه که ارواح خبیثه درونش نفوذ کرده .
**همه می گفتن به شرایط عادت می کنی دیدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن که عادت نکردم .خوب معلومه که نه.
م ن :ریاضیش می گه :که همه اکثرا جزء اعداد مختلطن نمی شه روشون حساب کرد.لاجیکش می گه: که همه دروغگوان.تاریخیش می گه: که ای بابا کجای کاری.جئوکرافیکش میگه یه نگاه به کره زمین بندازی بد نیستا.مدیتیشنش می گه این از مهمترین اصول اولیس.فینگیلیشش می گه :وات ایز ایت؟............... أ به کجا رسیدا
اینو گفتم یاد یه چیز دیگه افتادم تا حالا از خوندن یا شنیدن یه مطلبی انقد ذوق مرگ نمی شدم و اونم اینکه:
به یه آقایی می گن با ستیز جمله بساز .می گه د مبایل ست ایز آف .
جک موجبات نشاندن (خواباندن/ رقصاندن/پاشاندن /واستاندن )لبخندی بر لب را فراهم می آورد نه الحاق صفات
دینــــــــگ
دینگ
